ساحل دریا

اینا حرفاییه که ساحل و دریا میگن فقط مهم اینه که حرفای دل هستن


ای پرندی ترسیده

چرا هدیه ی سنگ را از کمانچه های به هدف نشسته نمی پذیری؟

مگر به پاس ناشکری ات پا بر زمین ندوختی!

پس چیست پاداش آنکه هجرت را به خفت میفروشد؟!؟

کوله ی رحیلت را باز کن

که تو پریدنی نیستی!

تا زمانی که دلت

تندتر از بالهایت میزند...!

 





نویسنده : دنیز ; ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٠