ساحل دریا

اینا حرفاییه که ساحل و دریا میگن فقط مهم اینه که حرفای دل هستن


برسد به دست تو                                                                                                                          

 

یک کتاب نقاشی داشتیم که توی هر ورقش 2 تا نقاشی بود؛ دو تا نقاشی مشابه هم، که یکی از آنها رنگی بود و دیگری توخالی، یعنی فقط خط و خطوط دور عکس یا طرح کشیده شده بود و ما موظف بودیم که با مداد رنگی هایمان شکل پائینی را درست عین بالائی رنگ آمیزی کنیم. سرش رو قهوه ای، لباسش رو آبی، دست و صورتش رو زرد و عروسکش رو قرمز کنیم و...

 

 و همه جا هم یک نکته خیلی مهم بود که باید رعایت می کردیم و آن هم این بود که نباید از خط بیرون میزدیم و شکل و ترکیب عکس را به هم می ریختیم و گرنه کارمان یک جورهایی خراب می شد و دیگر ارزشی نداشت .

 

 نمی دانم چرا فکر می کنم اوضاع و احوال امروز من و تو هم یک خورده شبیه همان کتاب خودآموز و نقاشی های سرگرم کننده اش شده است. فکر می کنم سن و سال جوانی مثل آن خط و خطوط بی رنگ است و تنها وظیفهء من و تو این است که اول یک نقاشی رنگ شدهء کامل و جامع و الگو پیدا کنیم و بگذاریم جلوی چشممان، بعد مداد رنگی هایمان را در بیاوریم و شروع کنیم به پر کردن جاهای خالی؛ منتها باز هم باید همیشه و همیشه مراقب باشیم که از خط بیرون نزنیم!





نویسنده : دنیز ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٩