ساحل دریا

اینا حرفاییه که ساحل و دریا میگن فقط مهم اینه که حرفای دل هستن


    چند روز پیش نشستم روی صندلی تا کامپیوترم رو روشن کنم و به کارهام برسم، یه پسر خالهء کوچولو دارم که اتفاقاً ان روز کنارم نشسته بود. حرف جالبی زد که برام خنده دار بود؛ گفت: کاش کامپیوتر مثل تلویزیون بود که وقتی دگمه اش رو میزدی، سریع روشن می شد.

 درسته که حرفش خنده دار بود ولی مشکل همیشگی اکثر استفاده کنندگان کامپیوتر این است که آن چند ثانیه برای آدم خیلی طولانی بنظر می آید.

               انجام يك Boot Defragment

     راه ساده‌اي براي افزايش سرعت XP در بدو راه‌اندازي سيستم وجود دارد؛ ترتيب دادن يك Boot Defragment كه تمام فايل‌هاي Boot را دركنار يكديگر قرار مي‌دهد. با انجام اين‌كار، رايانه سريع‌تر Boot مي‌شود.

    در اغلب رايانه‌ها، اين گزينه به طور پيش‌فرض فعال است. اما ممكن است رايانه شما از آن دسته نباشد يا سهوا تغيير كرده باشد. براي اطمينان از اين‌كه Boot Defragment در رايانه‌تان فعال است يا خير، در كادر محاوره‌اي Run تايپ كنيد Regedit و آدرس زير را دنبال كنيد:

 

 HKEY_LOCAL_MACHINE SOFTWARE \ Microsoft \ Dfrg \ Boot Optimize Function

و براي فعال كردن اين گزينه، مقدار آن را Y قرار دهيد. از رجيسترى خارج شده و رايانه را مجددا راه‌اندازي كنيد.

 نكته:

     تعداد زيادي از سايت‌ها، راه‌هاي متعددي را براي افزايش سرعت Boot‌ رايانه ارائه مي‌دهند كه در عمل ممكن است به افزايش زمان Boot و هم‌چنين زمان اجراي برنامه‌ها منتهي شود. يكي از اين موارد، پيشنهاد مي‌دهد كه هفته‌اي يك‌بار پوشه C:\Windows\Perfetch را خالي كنيد تا سرعت Boot زياد شود. اما اين راه نه عقلاني‌ست و نه به صرفه!

     اين دايركتوري فايل‌هايي را كه طي Startup اجرا مي‌شوند و برنامه‌هايي را كه اجرا مي‌كنيد ارزيابي کرده و فهرستي از آن‌ها بر روي رايانه ايجاد و نگه‌داري مي‌كند. ويندوز XP، با استفاده از اين فهرست، برنامه‌ي مورد نياز را پيدا و اجرا مي‌كند. در واقع، كاربر با حذف اين دايركتوري، باعث افزايش زمان اجراي برنامه‌ي مورد نياز و كاهش سرعت رايانه مي‌شود!





نویسنده : دنیز ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۳




گفتم شاید بتوانم فراموشت کنم؛ مثل آن پشه که در یک شب گرم تابستان، توی پارچ آب افتاده بود، من تشنه ام بود نیمه شب او را همراه آب بلعیدم. صبح یادم آمد سر شب دیده بودمش روی آب ها شناور است؛ باز نیمه شب فراموش کرده بودم و او را در خود ریخته بودم. چندشم شد؛ ولی خیلی زود فراموش کردم؛ آن قدر زود که وقتی روی نیمکت نشستم و تخته پر از اعداد و ارقام شد، میان کش و واکش کاستن ها و افزودن ها و در هم آمیختن ها و از هم جدا کردن ها فراموش کردم چندش آور چیست، تشنگی کدام است، نیمه شب کی است، پشه جزو کدام نوع حشرات است؟

 

این طور شد. گفتم تو را هم فراموش می کنم و طعم تلخ نبودن تو را میان شیرینی های دیگراز یاد میبرم. گفتم لحظه های تازه می سازم؛ آن قدر تازه که چشمه های تازه جوشیده، حسرتش را بخورند.

 

برای خودم تخمه آوردم. چند کتاب روی هم چیده شده، نشستم روی تخت توی حیاط و گفتم سطرهای این کتاب ها چقدر شیرین اند و پنداشتم اگر در سیاهی سطرها غرق شوم تو را زودتر از آنکه هر سطر را به پایان برسانم، گم می کنم و فراموش می شود آنچه از خود در لحظه لحظه هایم کاشته ای. پناه بردم به ورق های روی هم تلنبار شده، برخاسته از ذهن و ضمیر عده ای از آدم ها که پنداشته بودند می توانند، بنشینند این سطر ها را بنویسند، بلکه امثال تو را میان سطرها از یاد ببرند.

 

بی خبر از آنکه پس از هر سطر سیاهی، سطر سفیدی آمده بود که تو میانش نشسته بودی و به م که خیال های بیهوده بافته بودم، می خندیدی. تو نقطه پایانی تمامی جمله ها و علامت درنگ تمام مکث ها و سکوت ها و تأمل ها بودی. تو چه در سیاهی و چه در سفیدی سطرها آمیخته شده بودی به بوی کلام غریبه ها که بی خبر نشسته بودند تو را نوشته بودند و خود، جور دیگری می پنداشتند.

 

برخاستم و از خیر تخمه و کتاب و تخت توی حیاط گذشتم.

گفتم حالا که این طور شد، فراموشش نمیکنم؛ من نیز یاد آوری اش میکنم. خود کتاب دوباره ای می شوم از او. میان سفیدی و سیاهی سطرهایم او را می نشانم. او را آنچنان توی ورق های روی هم سوار شده، زندگی می کنم که انگار که زندگی ام جز او و او جز زندگی من نبوده ست.

نشستم و سالها سطر به سطر، دنبالت دویدم و چه قدر خودکار و جوهر مصرف ذهن و ضمیرم شد. ولی زهی خیال باطل که هر که خواند و هر که دانست، از از همه چیز سطرها گفت الا از تو. می گفتند: نه نیست. اینجا نیست. نه توی سفیدی ها نه توی سیاهی... چه حرف ها می زنی! ما که کسی را نمی ببینیم.

 

این گونه شد که ورق های خود و دیگران را بوسیدم و کنار گذاشتم. پشت پنجره نشستم و گفتم: آن قدر منتظر می نشینم تا تکلیفم روشن شود. انتظارم طولی نکشید؛ زیرا خورشید بزودی، یک بار کنار پنجره، طلوع و غروب کرد و دیدم کتاب تازه ای گشوده برایم از سفیدی ها و سیاهی ها. دیدم ناچارم که تو را نه میان ورق های روی هم تلنبار شده، که میان تمام آنچه پشت پنجره جریان داشت، جستجو کنم این شد که برخاستم، صبحانه خوردم و خودم را میان پنجره که تنها خط فاصله ام بود، پرتاب کرد در وسعت بزرگی که جز تو نبود.





نویسنده : دنیز ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۳




ما همه از یک قبیلهء بی چتریم
فقط لهجه هایمان، ما را به غربت جاده ها برده است
تو را صدا می زنم که نمی دانم
مرا صدا می زنم که کجایم
ای ساده روسری که در ایستگاه و پچ پچه ها
ای ساده چتر رها که در بغض ها و چشم ها
تو هر شب از روزهای سکوت
رو به دیوار به خوابی می روی
تو هر شب از نوارهای خالی که گوش می دهی
باز می گردی
ما همه از یک آواز
کلمات را به دهان و کتابخانه آوردیم
شاید آوازهایمان، ما را به غربت لهجه ها برده است
ای بغض پرکنده در غربت این همه گلوی تر
ای تو را که نمی دانم
ای مرا که کجایم
کسی باید از نوارهای خالی به دنیا بیاید
کسی باید امشب آواز بخواند
کسی باید امشب
با غربت جاده ها و لهجه ها
به قبیلهء بی چتر برگردد
ما همه از یک گلوی پر از ترانه رها شده ایم
فقط سکوت هایمان، ما را به غربت چشم ها برده است
کسی باید امشب
نخستین ترانه را به یاد آورد

 (هیوا مسیح)





نویسنده : دنیز ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٩




از این به بعد برای اینکه زیاد مطالب یکنواخت نباشه و شما دوستان خوبم از مراجعه به این وبلاگ چیزهایی به جز نثر و شعر هم استفاده ببرید، سعی کردم یک سری باصطلاح ترفندهای مربوط به اینترنت و کامپیوتر را هم در بین مطالب اصلی وبلاگ جای گذاری می کنم.

امیدوارم که نظر شما را تأمین کند:

ميانبرهاي اينترنت

براي آنهايي كه از اينترنت استفاده مي كنند ميانبرهايي وجود دارد كه به آنها در گشت و گذار اينترنتي بسيار كمك مي كند. اگر از اينترنت اكسپلورر استفاده مي كنيد، از كليدهاي CTRL+L يا CTRL+O استفاده كنيد و يك پنجره كوچك در برابر شما باز مي كند كه به آساني مي توانيد در آن آدرس اينترنتي خود را تايپ كنيد. اگر از Netscape استفاده مي كنيد از كليدهاي CTRL+O استفاده كنيد. همانطور كه مي دانيد L مخخف Location به معني يك آدرس جديد و O مخخف Open  به معني باز كردن يك پنجره جديد است.

براي بستن يك پنجره در اينترنت اكسپلورر از CTRL+W استفاده كنيد اين عمل بسيار ساده تر از اين است كه نشانگر موس را تا بالاي صفحه حركت دهيد تا يك علامت ضربدر كوچك را كليك كنيد.

كليدهاي ميانبر مفيد همراه با كليد Windows

ـــ Windows+R: پنجره Run را باز مي كند.

ـــ Windows+E: پنجره ويندوز اكسپلورر را باز مي كند.

ـــ Windows+F: براي پيدا كردن فايلها و فولدرها.

ـــ Windows+Break: پنجره System Properties را باز مي كند.

ـــ Windows+F1: پنجره Help ويندوز را باز مي كند.

ـــ Windows+D: همه پنجره هاي باز ويندوز را minimize مي كند و دسك تاپ را نمايش مي دهد.

ـــ Windows+TAB: در بين پنجره هاي Task bar تغيير موقعيت مي دهد.

Windows+M: همه پنجره ها را minimize مي كند.

توجه داشته باشيد كه در اينترنت  هر چه از موس بيشتر استفاده كنيد، سرعت شما كندتر مي شود. بنابراين سعي كنيد تا حد ممكن از كي برد به جاي موس استفاده كنيد.

 





نویسنده : دنیز ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۸




زندگی رسم خوشایندی است.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

پرشی دارد اندازهء عشق.

زندگی چیزی نیست که لب طاقچهء عادت از یاد من و تو برود

زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی زندگی « مجذور » آینه است.

زندگی گل به «توان»ابدیت،

زندگی « ضرب» زمین در ضربان دلها،

زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفسهاست.

 





نویسنده : دنیز ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٧



 

کار می کنم

با دست های خستگی ام کار می کنم

خود را چه پوچ و بی هدف ایثار می کنم

 

در انتها که کوچه به دیوار میرسد

نفرین به هر چه کوچه و دیوار می کنم

 

من غیر از این که نیستم اما چرا هنوز

خود را درون آینه انکار می کنم؟

 

هر شب خودم برای خودم حرف می زنم

خود را درون خویش تلنبار می کنم

 

هر روز مثل قبل و فردا که می رسد

دیروز را دو مرتبه تکرار می کنم

 

امروز هم به سرعت دیروزها گذشت

فردا دوباره میروم و کار می کنم

 





نویسنده : دنیز ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۳



 

این وبلاگ متعلق به d می باشد



نویسنده : دنیز ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۳